testmp


 

 



بدون فکر گنج میسر نمیشود!  خیلیها قبلا گفتند بدون رنج  گنج میسر نمیشود. چه رنجی باید بکنیم؟ تا به مطلب برسیم! من هیچ نسخه‌ای به کسی‌ نمینویسم فقط تا حد خود،  اینکه توانستم گنجی عظیم شامل از تمامی هنرمندان تبریز را پیدا کنم خیلی‌ بخود میبالم. اگر برای مثال نیز بگم کافی‌ است بگویم این هنرمندان تا حد ممکن  از محو شدن زبان آذری دفاع کردند، یعنی اگر همه این هنرمندان  و بعضی‌ نوحه خوانان تبریز نمیبودند اصلا زبان آذری  جذابیت خود را از دست میداد. پس بنابر این بایستی گنج را اول در مکانی نزدیک به خودمان را کشف کنیم بعد سراغ کشفیات بهتر برویم

از کسانی که  از خوانندگان  زیر و همچنین از محلات تبریز عکس دارند بما ارسال  کنند  متشکر میشویم

لیست  اسامی خوانندگان( در تبریز سازاندا ) گرامی  شهر تبریز

 

بانوان :  خانم آتشپاره - خانم اعظم - خانم عالیه - خانم مهناز - خانم لاله - خانم نوبر اسدی - خانم فاطمه زرگری  ،  متاسفانه فعلا در آرشیو هیچ  ترانه یی از ایشان  نداریم

آقایان:  آقای اکبر باقری - آقای مسعود پروین - آقای احمد شاه گولی -  آقای احمد پرتو - آقای آذر اوغلی - آقای مصطفی پایان . جعفر رستگار - آقای حمید عبادی - مسیو وارتوش - مادام زیوه - آقای محمد  زارعی - آقای حسن پناهی -  آقای نادر شهبازی - آقای مجید معصومی  - آقای اباذر - آقای دهقانزاده -آقای صمد بدیعی ، و آقای حسینی-

و آقای محمود  گروچی و آقای سفر پور: آکاردئون

کریم پناهی : ضرب

آقای منوچهر ابراهیمی: ویلون
محمد زاده: سنتور
آقای مسگری : تار
شاپور ابراهیمی : دف زن
آقای مجید عنبرلو
در استدیو : نور. آقای منوچهر یکی‌ از بهترین ویلون زن تبریزی بود، سلامتش بدار

با شنیدن خبر فوت یکی‌ از خواننده استاد آقای حسن پناهی از طریق همشهریان یادش را گرامی میداریم و به خانواده ی محترم ایشان آرزوی صبر مینمائیم

ت   ۱۳۸۸  فوت .. آی‌‌ ... گون... تولد ؟  بیزیم کی‌ هچ خبری میز یوخدی

بدانید:  یک هنرمند، هرگز نمیمیرد
با تشکر از آقا داوود از تبریز-  بابت عکس هنرمندان

داود موتاب یک  همکلاسی من در سال ۱۳۵۲ نیز یکی  از هنرمندان تازه به دوران  رسیده که در کنار  پدر  درجه دار استوار که هنر مند  موسیقی بود، به خوانندگی رو آورده بود ، صدای پس  جالبی داشت، البته ترانه‌های آغاسی و نیز  تاجیک را  گاهی‌  در باغ گلستان اجرا میکرد، در فرصت کمی دست ترمز ایشان نیز کشیده شد، که باعث تأسف است. به هر حال  برایش  آرزوی سلامتی را دارم
 
برای همه تان  آرزوی موفقیت و سلامتی دارم
خوانندگان ذکر شده که همه ‌شان در حال حاضر در تبریز و یا در حومه زندگی‌ میکنند، ما  از هیچکدام اطلاعی بدست نیاوردیم. اینکه  پس از انقلاب اجازه خواندن نداشتند متاسریم ، اما  بدانند  که همه این هنرمندان را دوست داشته  و من  سعی‌ می‌کنم  آثار آنها را حفظ کنم ، باشد  که روزی خود‌شان صدای خود  را بشنوند و بما  از خودشان عکس و  اطلاعی بدهند. بامید آنروز
مدتها گذشت اما از  کسی‌ در مورد این  مطالب آهنگ ها , هیچ نوع  توجیه‌ای و یا بررسی نشد ، باید بدانیم مطالب  این ترانه ها  یک نوع , از گویای  تاریخ تبریز میباشند،  فقط  قدری  صبوری در شنیدن آن   ملزومی  است. وقتی  ما   در ترانه‌ای که خواستگاری از  زنی  با حضور وی می‌باشد ،  میشنویم ؛ 

گورسیدیم  بیرنیوی آلاردیم سنی ;  اگر  بینی‌ تو را میدیم  تو را بزنی  میگرفتم
و یا

آ  شوفر قوی بی‌ گاز آ  سور  شهنازا  اوردا  گورمه سام یاری  سور بیر دولاناخ بیلواری
میدانید!
  از سال ۱۳۴۰ تا به الان ۱۳۹۰ حدود ۵۰ سال گذشته، اینهمه ترانه امیدوارم تحلیل بشود همه تاریخی میباشد، چنانکه می‌گوید: سن کیمین قیزی سان ییین گدیسن--- اوزوی توتموسان چوخ ناز ایلسان = یعنی تو دختر کی‌ هستی‌ که سریع میروی؟  رؤیت را بستی و زیاد ناز میکنی‌ ( عجیب است من گویا اشتباه کردم سنم را لو دادم که یعنی‌ سنم ۵۰ را گذشته ، شاید اشتباهی شناسنامه گرفتند )

 

  باز هم یاد آوری می‌کنم دنبال ترانه‌های ناشناس میگردم ؛ برای مثال ترانه :

منیم تویوغوم آغیدی    دونن بو واخ ساغیدی

-

     --از طریق آقای رضا بابایی ریکان از ارومیه رسید ، دستشان درد نکند. آواره      وای قمار باز          بیچاره     به له هیچ اوتانماز
داش کلم ترپ یر کوکی قیرمیزی بادمجان  قوی  اوتا  پیشیر اونی  یه گنه دویونجان
-----
آنا بو جلدیان سالدی ایاقدان منی یاخیننان گورم مسن گور بیر اوزاخدان منی( زمان سربازی )
***
گه‌ سنه  تعریف ادیم عجب شیرین آشین نان بیر کاسا آشین نان ۵۰ گیرم داشین نان( زمان سربازی )
***
دولت ته گره توتمیه سرباز قوری چایدان ( شاه آباد سابق )  ( زمان سربازی)
و یا  :منم موسفر بی‌ سامانم گهی به شهرم گهی به صحرا   منم موسافر منم  گذشته جان    از تنم
 
پیل عته یان پیل عته          نفتو وه  قوربان   پیل عته
اوجا داغ باشیندا  شوربا  قوی موشام                    شوربا جالاندی     عم قیزی  یاندی

 

سماور دوشدی  اوشاق   یاندی  (من امیدوارم هیچ کدام از این ترانه تاریخ مصرف و تاریخ انقضا  نداشته باشند)

اینجا نیز به حضورتان برسانم ، هر جمعه خانواده ها  به گردش میرفتند. باغ گلستان بلیطی بوده و مردم  میرفتند درست وسط خیابان که ۲ متری  چمن  می‌‌باشد در آنجا سفره  می‌‌انداختند. کسانی که ماشین داشتند به اوس بلوار,  بلوار بالا و یا در شاه گلی زیر سماور  آتش درست کرده و روز  را تمام میکردند، که البته کج بودن زمین سماور و اجاق  بروی  طفل‌ها سرازیر  و بدن  کودکان می‌‌سوخت.

 

و اینجا جا دارد یادی از اقای  ابو القاسم صیادیان کرد ، که ایشان  از اولین هنرپیشگان تئاتر  ساختمان ارک تبریز بودند که در سال ۱۳۷۵  در تهران پس از سکته قلبی دار فانی  را وداع گفت

اقای رسول راه آهن نیز  یکی از جوک گویان همین سالهای بین  ۱۳۳۵ تا سال  ۱۳۵۵ می‌باشد

 

 

 




بدون فکر گنج میسر نمیشود!  خیلیها قبلا گفتند بدون رنج  گنج میسر نمیشود. چه رنجی باید بکنیم؟ تا به مطلب برسیم! من هیچ نسخه‌ای به کسی‌ نمینویسم فقط تا حد 

 

 

 

 

 

 




ب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Mustertext
Kostenlose Homepage von Beepworld
 
Verantwortlich für den Inhalt dieser Seite ist ausschließlich der
Autor dieser Homepage, kontaktierbar über dieses Formular!